۱۰۰۰ مرتبه ۹۰۰ جمله ی عاشقانه را روی۸۰۰ جای مختلف
به۷۰۰ زبان و پیش ۶۰۰ نفر فریاد زدم! ۵۰۰ تای آن رادر۴۰۰ جمله
گنجاندم و به ۳۰۰زبان در۲۰۰برگ ترجمه کردم. ۱۰۰تای آن را۹۰روز...
روزی۸۰ مرتبه برای تو خواندم! ۷۰ تای آن را آموختم وبیش از۶۰تای آنرا
تجربه کردم و ۵۰غروب را از ۴۰سمت به نظاره نشستم. در ماه
۳۰روزه،بیشتر از۲۰روز ۱۰ باراز تو ۹سوال کردم. ۸ سوال من را
۷ مرتبه در۶ روز جواب دادی. با ۵ واسطه ۴ دفعه تو را ۳ جا
دعوت کردم... ۲ ساعت خواهــــش کردم تا یک بار گفتی:
دوستت دارم
برآمد باد صبح و بوی نوروز به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال وهمه سال مبارک بادت این روز وهمه روز




سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،
نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب
و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست
پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا
کاش کسي تو دلمون پا نميذاشت...
کاش اگه پا ميزاشت دلمون رو تنها نميذاشت...
کاش اگه تنها ميذاشت رد پاش رو روي دلمون جا نميزاشت ....
دیدی تا حالا اگه کسی رو دوست داشته باشی دلت نمیاد اذیتش کنی...
دلت نمیاد شیشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکنی...
دلت نمیاد ازش پیش خدا شکایت کنی...
حتی اگه بره و همه چیز رو با خودش ببره.
حتی اگر از اون فقط گریه های شبونه بمونه و عطر آخرین نگاهش...
حتی اگه بعد از رفتنش پیچک دلت به شاخه نازک تنهایی تکیه کنه ...
هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسی از کنارت رد میشه که بوی عطرش رو میده چه حالی میشی؟
برمیگردی و به اون رهگذر نگاه میکنی تا مطمئن شی خودش نبوده...
از تو تصویر کشیدم ، که اون و هیچ جا ندیدم
تو رو از نگات شناختم ، قصه از عشق تو ساختم
تو رو از خودت گرفتم ، با تو یک خاطره ساختم
بگو که گل نفرستد ، کسی به خانه ی من
که عطر یاد تو ، پر کرده آشیانه ی من
تو چلچراغ سعادت فروز بخت منی
به جای ماه ، تو پرتو فشان به خانه ی من
به شوق روی تو من زنده ام ، خدا داند
برای زیستن اینک تویی بهانه ی من
تو اي مادر که يک عمره دلت با غصه دم سازه
صبوري هاي تو مادر منو به گريه ميندازه
مثل يک طفل خواب آلوده من محتاج آغوشم
از اون لالاييات مادر بخون بازم توي گوشم
براي سرنوشت من تو دلواپس ترين بودي
براي اشکهاي من هميشه آستين بودي
تو اي هميشه غم خوارم تو اي مطرح ترين يارم
به نام نامي مادر هميشه دوستت دارم
