کلبه دختر حافظی

خاک عاشقی را می داند و من همانم از خاک امده ام

نوروز

نوروزتان پیروز هر روزتان نوروز

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 1:16  توسط اوین   | 

ولنتاین مبارک

 

 

تقدیم به تنها بهانه زندگی من

میدونی ولنتاین یعنی چی؟ یعنی اینکه یه عاشق واقعی باید به یه نفر دل ببنده و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه

عاشقتم تا همیشه

 ولنتاین مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت 19:15  توسط اوین   | 

با من

  منو با سادگی هات تازگی کن

  خدایی کن یه لحظه بندگی کن 

       نزار از دست بره این عشق ساده 

   بمیر و با من یک بار زندگی کن

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 18:51  توسط اوین   | 

دلم برای کسی تنگ است

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است

دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد

دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند

دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد

دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد

دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد

دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد

دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد

دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست

دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده

دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است

دلم برای کسی تنگ است که نیز نمی دانم او کیست

دلم برای کسی تنگ است که نیز می دانم روزی می اید

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 18:45  توسط اوین   | 

والنتاین مبارک

تو همون حس غریبی که با منی


توبهونه ،هر عاشق واسه زنده بودنی

 

والنتاین مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 4:47  توسط اوین   | 

نمی شه

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

گریه های این غریبه عادتت شده می دونم

اما من نمی شه بی تو حتی یک نفس بمونم

نمی شه تو هیج غروبی من به یاد تو نشینم

حتی یک شبم نمی شه خواب چشمات و نبینم 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 0:41  توسط اوین   | 

دوستت دارم


۱۰۰۰ مرتبه ۹۰۰ جمله ی عاشقانه را روی۸۰۰ جای مختلف

به۷۰۰ زبان و پیش ۶۰۰ نفر فریاد زدم! ۵۰۰ تای آن رادر۴۰۰ جمله

گنجاندم و به ۳۰۰زبان در۲۰۰برگ ترجمه کردم. ۱۰۰تای آن را۹۰روز...

روزی۸۰ مرتبه برای تو خواندم! ۷۰ تای آن را آموختم وبیش از۶۰تای آنرا

تجربه کردم و ۵۰غروب را از ۴۰سمت به نظاره نشستم. در ماه

۳۰روزه،بیشتر از۲۰روز ۱۰ باراز تو ۹سوال کردم. ۸ سوال من را

۷ مرتبه در۶ روز جواب دادی. با ۵ واسطه ۴ دفعه تو را ۳ جا

دعوت کردم... ۲ ساعت خواهــــش کردم تا یک بار گفتی:

دوستت دارم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 21:41  توسط اوین   | 

نوروز مبارک

برآمد باد صبح و بوی نوروز به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال وهمه سال مبارک بادت این روز وهمه روز

مدیر سایت سال نو را برای شما تبریک وتهنیت عرض مینماید

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 12:42  توسط اوین   | 

valentine

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 11:21  توسط اوین   | 

سهم من

سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،

 

نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب

 

و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست

 

پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 14:9  توسط اوین   | 

کاش

کاش کسي تو دلمون پا نميذاشت...

کاش اگه پا ميزاشت دلمون رو تنها نميذاشت...

 کاش اگه تنها ميذاشت رد پاش رو روي دلمون جا نميزاشت ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 0:26  توسط اوین   | 

....

sdk1hf.jpg

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 18:11  توسط اوین   | 

Emroz Man

   دیدی تا حالا اگه کسی رو دوست داشته باشی دلت نمیاد اذیتش کنی...


دلت نمیاد شیشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکنی...


دلت نمیاد ازش پیش خدا شکایت کنی...


حتی اگه بره و همه چیز رو با خودش ببره.


حتی اگر از اون فقط گریه های شبونه بمونه و عطر آخرین نگاهش...


حتی اگه بعد از رفتنش پیچک دلت به شاخه نازک تنهایی تکیه کنه ...


هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسی از کنارت رد میشه که بوی عطرش رو میده چه حالی میشی؟


برمیگردی و به اون رهگذر نگاه میکنی تا مطمئن شی خودش نبوده...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 17:44  توسط اوین   | 

بهانه ها..

     تو رو اون  لحظه  که  دیدم ، به  بهانه هام رسیدم

                             از تو  تصویر کشیدم  ، که  اون  و هیچ  جا  ندیدم

                                         تو رو از نگات شناختم ، قصه از عشق تو ساختم

                                                    تو رو از خودت گرفتم ، با تو یک خاطره ساختم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 21:59  توسط اوین   | 

بهانه ی من

                                                بگو که  گل نفرستد ، کسی به خانه ی من

                                                          که عطر یاد  تو ،  پر کرده  آشیانه ی  من

                                                تو  چلچراغ   سعادت  فروز   بخت   منی

                                      به جای ماه ، تو پرتو فشان به خانه ی من

                            به  شوق  روی  تو من  زنده ام ، خدا داند

                  برای   زیستن  اینک   تویی   بهانه ی   من

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 21:55  توسط اوین   | 

تقدیم به مادر و مادر بزرگم و به همه‌ مادران پاک دنیا

تو اي مادر که يک عمره  دلت با غصه دم سازه


صبوري هاي تو مادر منو به گريه ميندازه


مثل يک  طفل خواب آلوده من محتاج آغوشم


از اون لالاييات مادر بخون بازم توي گوشم


براي سرنوشت من تو دلواپس ترين بودي


براي اشکهاي من هميشه آستين بودي


تو اي هميشه غم خوارم تو اي مطرح ترين يارم


به نام نامي مادر هميشه دوستت دارم

""تقدیم به مادر خودم . همه مادرای خوب دنیا""

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:51  توسط اوین   | 

عشق یعنی چه؟؟؟؟

عشق یعنی چه؟؟؟؟

 از بهار پرسيدم عشق يعني چه ؟ گفت تازه شکفته ام هنوز نمي دانم.

از تابستان پرسيدم عشق یعني چه ؟ گفت فعلا در گرماي وجودش غرقم نمي دانم.

از پاييز پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت در هزار رنگ ان باخته ام نمي دانم.

از زمستان پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت سرد است و بي رنگ.

از مادر پرسيدم عشق يعني چه ؟ گفت هر کي در اين خانه است.

از پدر پرسيدم عشق يعني چه ؟ گفت يعني تو

از خواهر پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت به ان هنوز نرسيده ام

شبي از ماه پرسيدم عشق يعني چه؟ شرمگين و خجل خود را در اغوش اسمان پنهان کرد

شبي ديگر از ماه  پرسيدم عشق يعني چه ؟ ماه با چهره اي باز و خندان گفت يعني مهتاب

از خود عشق پرسيدم که اخر عشق يعني چه؟ با تبسمي گفت يعني مهر بي پايان به خالق هستي

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:33  توسط اوین   | 

ستاره

تو مثل ستاره چشمک زنی بر آسمان رویاهایم نمایان شدی

و مرا از اوج تنهایی به عرش بردی

و من تو را می ستایم ای سرا پا همه مهر

تو با قلب پاک و بی ریایت مرا از تاریکی نجات دادی

و من به تو مدیونم

آنگاه که در فراموشی به سر می بردم

آنگاه که در غم خفته بودم

آمدی ، آمدی و رو شن کردی جانم را

چه آرام آمدی و چه آهسته قلب مرا ربودی

حال تنها آرزویم این است :

که ای خدای مهربان تو را به قلب پاک او قسم که کمکمان کنی

و کلبه ی مارا گرم و با صفا نگه داری.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:24  توسط اوین   | 

ميترسم

موقعی كه می خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،

موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم.

موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،

موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم

حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:19  توسط اوین   | 

تقدیم به او که میداند دوستش دارم.....

تو را به جاي همه ي كساني كه نشناخته ام دوست دارم
 
تو را به جاي همه ي روزگاراني كه نزيسته ام دوست دارم
 
براي خاطر عطر نان گرم
 
براي خاطر برفي كه آب مي شود
 
به خاطر نخستين گناه
 
به خاطر دو ست داشتن دوستت دارم
 
به جاي تمام كساني كه دوست نمي دارم دوستت دارم
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:16  توسط اوین   |